lively |
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]()
اين روزها ، خودم نيستمـ
دليلش را نميدانمـ خوب يا بدش را هم نميدانمـ " من، خودم نيستم"، همــين قدر را ميدانمـ ميخواهم به تو برگردمـ تنــــــــــــــها به آغوش تو اي خــــــــــــــــــــــــ ـدا ...
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
آن که می گوید دوستت می دارم نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
خدايا خيلي وقت است كه ديگر خوش نميگذرد؟؟؟ فقط خوشم كه ميگذرد... نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
خدایــ ا قفس تنگ شد ــــهــــ است برایمــــ یا بالمــــــــــ را بچینــــــــــــ یا در را باز کنــــــــ ! دیگر توانـــــــ ی برای مقابله نیـــــ ست !!! نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
دل من درد اگر سینه شکافد نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو ! استخوان تو اگر آب کند آتش غم آب شو ، آه مگو ! نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
|صـכقـہ| نمیخواهــمـ |گـכایــے| نمیکنـمـ قـــرض همـ نمیگیـــرمـ بــہ هر بـهـــایــے ڪہ باشـכ خریـــכارمـ ڪسے هــســـت ڪہ تـنهـــا یڪ : |لبـخنـــכ| بــہ مــن بفروشـــכ؟
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
تـــو حبــــس ِ سکـوتـم ؛ نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
اگر نمي خواهي بر تيره بختي من گواهي دهي
خواهش دارم روبه روي من نمان ، عبور كن ، كوچه را طي كن
و در انتهاي كوچه محو شو ، همان گونه كه آدم هاي خوشبخت محو مي شوند... نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !
و فهمیدم… تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه درکش کنم
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() درد دارد. . .
وقتی همه چیز را میدانی… و فکر میکنند که نمیدانی… و غصه میخوری که میدانی… و میخندند که نمیدانی نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
لحظه ها عــــریانند …
به تن لحظه هایت ، جامـــه انـــدوه مـــپوشان هرگز …! نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
وقتی بغضم شکسته شد
و نفس هایم
غرق شد در اندوه و بی تابی
فقط "سکوت" با من بود.
گاهگاهی که تنم
خسته از لحظه ها
به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده می شد
شب هایی که بالشم
خیس می شد از اشک شبانه حسرت
فقط "سکوت" با من بود نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() دستانم تشنه ی دستان توست نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
دلتنگی را چگونه هجی کنم تا درک کنی ؟ نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() یک نفر ،
همیشه یک نفر نیست ؛ یک نفر گاهی همه است … شاید حالا بتوانی بفهمی وقتی غروب یک روز تعطیل دلم برای تو تنگ می شود چه دلتنگی عظیمی را به دوش میکشم …!!! نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻓﻘﯿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() نشستم پای مشروب گفتن بخور بگو به نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم
این دیوانگیست ...
که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم
که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است
این دیوانگیست ...
که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم
که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است
این دیوانگیست ...
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() مــن از تــــکرار ِ نـــام ِ تــو در قـــلـــب ِ خــویــــش
هـــزار شــــــعر میسازم تــو بـه ایـــن دســت سازه هـــای ِ مــن نخـند عشق را صادقانه بـــــاور کــــن ... . . نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() مـــن چقــدر دلتنگــــم و چقدر تشنــــه لبخند کسی کـــه بــــــاران را میشناسد دریـــــا رامیفهمد و میداند سنگ سنگ است و نبـــــاید پــــــرتــاب کرد... نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...
تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش" نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
شاید آرام تــر می شدم نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
فقط صدایشان، یواش تر از صدای قلب یک زن است! نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
مژه که بر هم زنی بدون هم میگذرد... اماسخت!!! نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ... ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ !ﺍ نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نـــــــــــویسنده ها "سیگار" می کشند... شـــــــاعر ها" هجران"... نقاش ها "تـــــــابلو"... زنــــــــدانی ها" تنهایی"... دزدها "سرک"... مریض ها "درد"... بچـــــــه ها "قد"... ومــــــن برای کشیدن "نفـــــــــس های تو" راانتخاب می کنم... مـــــــن برای نفـــــس کشیدن" هـــــوای تو" را انتخاب می کنم... نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
"درد"را از هـ ـر طـ ـرفـ ـش بـ ـخـ ـوانـ ـی"درد"اسـ ـت...!!! دریـ ـغ از "درمـ ـان" کـ ـه عـ ـکـ ـسـ ـش "نـ ـامـ ـرد"اسـ ـت...!!! نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نپـ ـرس...!!
هـ ـیـ ـچ نـ ـپـ ـرس از دلـ ـم...!
هـ ـمـ ـیـ ـن"چـ ـه خـ ـبـ ـر"...؟
هـ ـمـ ـیـ ـن "چـ ـه مـ ـیـ ـکـ ـنـ ـی ایـ ـن روزهـ ـا..؟"
سـ ـوال بدی سـ ـت...!!!!! نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
![]() مـن
ویـرانــے ِ بعــد از
عـــُـــبور ِ تـوام ...
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
هزاران دستـــــــ هم به سویم دراز شود
پــــــــس خواهم زد
تنــــــــها
تمنای دستان تـــــــــــو را دارم
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
روزے خواهـב رسیـב ... نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
ﮐﺴﯽ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ نوشته شده در تاريخ شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:, توسط مهدی شکوری
|
همیشه باید کسی باشد |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com |